میخوام یادم بره که الان نزدیک 40 سالم هس- میخوام یادم بره که دارم سختی میکشم دارم عذاب روحی روانی میبینم- میخوام فکر کنم هنوز در خوابم و اینها همش خواب رویایی بیش نیست- هرچه تلاش میکنم خودم رو از این وضعیت رها کنم به بن بست میرسم- خستم از هرچی که هست-دلم میخواد واقعا یکی واقعا دستمو بگیره و ببره - نمیخوام پشت سرمو ببینم بدون نیاز به پشت سر از هر لحاظ
برچسب:
نویسنده: غزل جعفرینژاد